تبليغاتX
عشق را نمیتوان معنی کرد...


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت


سبحان ربي اللعلي و بحمده


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 0:17 موضوع | لینک ثابت


هيچكس تنها نيست.

مي دوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟
گفت : جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت . نكنه غصه بخوري . من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي.
تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري ، قلب ميزارم تا جا بدي ، اشك ميزارم كه همراهيت كنه و مرگ كه بتوني برگردي پيشم.


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت


ياحسين(ع)...


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت


کیست این حسین


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت


قلب عشق

Click for Full Size View


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 20:28 موضوع | لینک ثابت


3 حرف خوب

۱-اگر اولش به فکر اخرش نباشی اخرش به فکر اولش میفتی

 

۲-لحظاتی که در فراق هست در وصال نیست چون در فراق شوق وصال

است و در وصال بیم فراق....!!!

 

۳-اغاز کسی باش که پایان تو باشه


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 23:21 موضوع | لینک ثابت


خدایا من تو را دارم

          


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 11:38 موضوع | لینک ثابت


چاره ای جز مردن نیست

 

وقتی همه رو دوست داری ولی کسی دوستت نداره

چاره ای جز مردن نیست

وقتی عاشق کسی هستی ولی کسی عاشق تو نیست 

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی نامحرم ترین محرم ترینت هستی

چاره ای جز مردن نیست

وقتی دورترین نزدیکترینت هستی

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی کسی که می میری از ناراحتیش  ناراحتیت رو تحمل کنه

چاره ای جز مردن نیست

وقتی تاب دلکندن نداری ولی ازت دل می کنن 

چاره ای جز مردن نیست

وقتی غم داری ولی غمخوار نداری

چاره ای جز مردن نیست

وقتی دل می دهی ولی کسی بهت دل نمی دهد

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی می خوای بمونی ولی جایی برای موندن نداری 

چاره ای جز مردن نیست

وقتی عاشقی ولی خونه ای برای عشقت نداری

چاره ای جز مردن نیست

وقتی همه زندگی حتی عشق هم روزمره میشه

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی نهایت عشق بی نهایت آشکار میشه 

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی مجموعه بی نهایت یه مجموعه تهی میشه 

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی آسمان عشق سیاه و آلوده میشه 

چاره ای جز مردن نیست

وقتی جاده عشق یک طرفه و مه آلود میشه

چاره ای جز مردن نیست

وقتی در طولانی ترین شب سال کوتاه ترین لحظه با  عشقت نباشی 

چاره ای جز مردن نیست

وقتی  شب یلدای عمرت فرا می رسه

چاره ای جز مردن نیست

وقتی طاقت ظلمت و سرما و تنهایی یلدای زندیگیت رو نداری

چاره ای جز مردن نیست 

وقتی روشنی نگاهی و آتش عشقی و همدم تنهایی نداری

چاره ای جز مردن نیست


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت


اما نتونستم به تو برسم.

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟

 

اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟

 

اونم از بدترين نوعش؟

 

بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري

 

هيچوقت ماله تو نميشه

 

. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري

 

بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي

 

هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه

 

رو دلت يادگاري بنويسه

 

چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

 

آرزو دارم که تو هميشه يه لبخند قشنگ رو لبهاي من باشي

 

تا ديگران نفهمن من چقدر دوست دارم

 

اما نتونستم به تو برسم.


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 11:28 موضوع | لینک ثابت


من که تو لای خودم یه عمریه مردم

 

      نمیدیدی مگه هر روز سر خاک خودم بودم

                                 


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت


می روم

               

                                    میروم دور از تو با دنیای خود عادت کنم

 

                                      بیا اخرمن به این دیووانگی عادت کنم

 

 میرسد روزی که بی من سر کنی                میرسد روزی که مرگ دوست را باور کنی

 

میرسد روزی که در کنار عکس ها                 شعر های کهنه را یک به یک از بر کنی


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت


ای کاش جدایی اسان بود

 

                       بی تو بودن بی تو ماندن

 

                                                ای کاش ای کاش

                           

                            


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 15:9 موضوع | لینک ثابت


عشق چيست؟

 

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟

 اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:

ديوانگيست !!!


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت


ارش می خوامت....

                                

 


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت


كجايي

 

راستش را نگفتم ...

اما " باور  ِ تو " ؛ هلم مي دهد تا ديوار حاشايي كه بلند است و آن قدر قد مي كشم كه يادت برود دستم به دستت نمي رسد!

كجايي ؟؟


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:53 موضوع | لینک ثابت


دوست دارم

       

چشم به راهتم عزیز دوریت برام سخته ولی توکلم به خداست .صبر میکنم هر چه قدر هم که سخت باشه امید تو به زندگیم معنا داده حتی اگه پیشم نباشی هنوز تو دلمی.بعده تو هیچ کس..........اینو یادت باشه و می خوام حتی برای یه بارم که شده باورم کن.یادت باشه ارش جان که با تمامه مشکتات و عذاب هایی که کشیدم برات دوست دارم


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت


رسم زمونه............

                                         

     روزی که دلم پیش تو بود گرو                                     دستان مرا سخت فشردی که نرو

روزی که دلت به دیگری مایل شد                                     کفشان مرا جفت نمودی که برو


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت


مگه نه.........

 

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

شكسپیر میگه: فراموش كن چیزی رو كه نمی تونی بدست بیاری ، وبدست بیاور چیزی رو كه نمی تونی فراموشش كنی خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره


 

نوشته شده توسط دو عاشقه حقیقی در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 23:50 موضوع | لینک ثابت